دوس داشتنے هـا
مثلـا عروسک مـטּ عسلی تا تو بغلـم نگیـرمش خوابــم نمیبـره
یـا عشق سنجے کِ مـامے واسم خرید
اینـکِ میدونم یِ خورده قدیمے شدטּ ولـے بـازم دوسش دارم
دوتا عروسکـایے که واسـه تولدم از ماندانا و زهــرا هدیـه گرفتم
شـایدم دفترچـه خـاطراتم کِ ...
این وسط یِ یاب اسفنجی شیطونم خیلی خودشو تو دلم جا کرده ![]()

راستے داشتم فوتو تکسُ فراموش میکردم



